خرید بک لینک
زندگی تاریک است
اما
خوابم نمی برد
شبیه دو دست که مچ انداخته اند
گاهی به پهلوی چپ می افتم
گاهی به پهلوی راست

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 4:04

بی احساسی!
چون رودخانه ای که سنگ ندارد
و رفتار آب ها را نمی فهمد
بی احساسی!
چون رودخانه ای که در میان درخت ها نرقصید و
راه دریا را پیدا نکرد

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 4:04

حس می کنم
مدتی پیش
در آسمان شکارشدم
وسگی دوان دوان
مرا برای صاحبش برد
حالا گاهی از زندگی قبلی
قلبم می زند
گاهی از کاپشنِ سیاهِ قدیمی ام
پَر بیرون می زند

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 4:04

تنهایی سیاره بزرگیست
که پیش بینی می شود همین روزها
به کره ناشناخته ما برخورد کند
زمین تکه تکه شود
و ما هر کدام
در قطعه هایی مستطیل شکل
آواره شویم

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 4:04

همیشه چیزی هست
که تو را به یادم بیاورد؛
نمی توانم فراموشت کنم!
گرامافونی
در اعماق خاطره ها روشن مانده . . .

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 4:04

ما به هر جان کندنی که بود
غروب جمعه ی دیگری را هم
پشت سر گذاشتیم !
این جمعه
از کجا می رود
که قبل از روزهای دیگر هفته
بازمی گردد!؟

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 4:04

مهم نيست خانهات کجا باشد
برای يافتنت کافی است
چشمهايم را ببندم
خلاصه بگويم حالا...
عشق پيچکی است که
ديوار نمیشناسد

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 4:04

رویای تو، کودکی بود
دری را کوبید
و فرار کرد

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 4:04

به آنهایی که عاشقشان نیستم خیلی مدیونم. احساس آسودگی خاطر میکنم وقتی میبینم کسِ دیگری به آنها بیشتر نیاز دارد. شادم از این که خوابشان را پریشان نمیکنم. آرامشی که با آنها احساس میکنم، آزادی که با آنها دارم، عشق، نه میتواند بدهد، نه بگیرد. برای آمدنشان به انتظار نمینشینم، پای پنجره، جلوی در. مثل یک ساعت آفتابی صبورم. میفهمم آن چه را عشق نمیتواند درک کند، و میبخشایم به طوری که عشق ، هرگز نمیتواند. از دیدار، تا نامه فقط چند روز یا هفته است، نه یک ابدیت. مسافرت با آنها همیشه راحت است، کنسرتها شنیده میشوند، کلیساها دیده میشوند، مناظر به چشم میآیند. و وقتی هفت کوه و دریا بینمان قرار میگیرند، کوهها و دریاهایی هستند که در هر نقشهای پیدا میشوند. از آنها متشکرم که در سه بعد زندگی میکنم، در فضایی غیرشاعرانه و غیراحساسی، با افقی که تغییر میکند و واقعی است. آنها خودشان هم نمیدانند که چه کارهایی میتوانند انجام دهند. عشق دربارهی این موضوع خواهد گفت:

برچسب: یادداشت تشکر, نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 4:04

یاد گرفته ام تنهایی ام را
ماهرانه پشت روزنامه ای
پنهان کنم !
اما از مهتاب
که بوی شانه های تو را می دهد
چیزی را نمی توان پنهان کرد . . .

برچسب: نویسنده: ماهان یزدانی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 4:04

صفحه بندی